تبلیغات
علوم تجربی راهنمایی
علوم تجربی راهنمایی
 
قالب وبلاگ

نکته های مهم فصل 10

انسان و حركت

 

در بین جانوران برخی ساكن و برخی متحرك اند جانورانی كه ساكن هستند اغلب در دریا زندگی می كنند. جانوران ساكن هم اندام های حركتی دارند این اندام ها همانند تاژه، مژك و بازو موجب موجب حركت     می شوند.

حرکت لازمه ی زنده بودن موجود زنده است زیرا موجود با حركت كردن می تواند نیازهایش را تامین كند.

 

انسان نیز حركت می كند. حركت انسان توسط نیروی ماهیچه ها به كمك استخوان صورت می گیرد. به عبارت دیگر استخوان ها اهرم هایی هستند كه با نیروی ماهیچه حركت می كنند.

 

 

 

 

استخوان و كار آن

اسكلت انسان مانند سایر مهره داران اسكلت داخلی است. در اسكلت انسان علاوه بر استخوان ها غضروف و اجزای دیگری وجود دارد.

 

وظایف اسكلت انسان:

1)شكل دادن به بدن

2) كمك حركت كردن بدن

 

3) حفاظت از اندام های مهم مانند قفس سینه و جمجمه

 

4) تولید گلبول های (سلول ما) خون.

بدن انسان مجموعه ای از سلول هاست. بافت استخوانی نیز مانند سایر بافت ها از سلول هایی تشكیل شده است كه ساختار ویژه ای دارد.

 

می دانید كه در هر بافت سلول ها در میان مایع بین سلول (آب میان بافتی) قرار دارند.

 

گاهی ماده ی بین سلولی مانند استخوان جامد و گاهی نیمه جامد غضروف و گاهی مایع است مانند خون بنابر این بافتی استخوانی از سلول های استخوانی تشكیل شده است كه در بین سلول های استخوانی ماده ی زمینه ای جامدی وجود دارد كه به استخوان ها استحكام می بخشد.

اگر یك دیوار را استخوان فرض می كنیم آجرها سلول ها و سیمان بین آجرها ماده ی بین سلولی خواهد بود.

ماده ی زمینه ای بین سلول های استخوانی شامل كلسیم و فسفر و رشته های پروتئینی است.

ماده ی كلسیم و فسفر استخوان را در برابر فشار مقاوم می سازدو رشته های پروتئینی كه در بین ماده كلسیم و فسفر پراكنده است مقاومت استخوان در برابر ضربه زیادتر می كند.

 

اگر یك تیر سیمانی برق را در نظر بگیرید ماده بتونی آن تیر را در برابر فشار و میل گردهای درونی بتن مانند رشته های پروتئینی استخوان آن را در برابر ضربه مقاوم می سازد.

اسكلت انسان یك تكه نیست و از استخوان های مختلفی تشكیل شده است كه به هم اتصال دارند و حركت استخوان های انسان در قالب حركات مفصل های متحرك صورت می گیرد.

اگر استخوان در آب جوش قرار دهیم و بپزیم رنگ، شكل ظاهری، سختی و مقاومت آن در برابر حرارت تغییری می كند .

 

در حرارت زیاد شعله حتی رشته های پروتیئنی می سوزد و استخوان قابلیت انعطاف خود را از دست می دهد و ترد و شكننده می شود. همچنین اگر استخوان را درون اسید رقیق قراردهیم  پس از مدتی مواد معدنی آن (كلسیم، فسفر) از بین می رود و نرم می شود.

 

ماده معدنی استخوان از تركیبات كلسیم (فسفات فلوئورید كربنات) وفسفات منیزیم است.

و ماده آلی آن از پروتئینی به نام اوسیئن است. نسبت مواد آلی به معدنی در كودكان و بزرگسالان و سالخوردگان متفاوت است.

توده استخوان در سنین بالا افزایش می یابد و تا سن 30 الی 35 سالگی ادامه می یابد و از آن پس كاهش تدریجی آن آغاز می گردد. چنانچه كاهش توده استخوان سریع صورت گیرد پوكی استخوان پدید می آید.

از عوارض پوكی استخوان، شكستگی آن است كه ممكن است در نقاط مختلف بدن مانند مفصل های ران، كمر، ستون مهره ها...) صورت بگیرد.

 

عوامل مختلفی در پوكی استخوان نقش دارند كه عبارتند از: جنسیت، ارث، جثه، نژاد، افزایش سن، برخی از بیماری ها ی تیروئیدی)

برای جلوگیری از پوكی استخوان می توان موارد زیر را رعایت نمود.

كنترل وزن، ورزش كردن، مصرف كلسیم كافی، عدم استفاده از سیگار، عدم مصرف نوشابه های گاز دار، مصرف پروتئین و ویتامین D

 

 رشد استخوان:

       

 

همه استخوان های انسان در دوران جنینی به صورت  بافت پیوندی شكل می گیرند و استخوانی شدن، آنها به دو شكل صورت می گیرد:

1) تبدیل مستقیم بعضی از استخوان ها مانند استخوان های سر و صورت به بافت استخوانی

 

2) بافت پیوندی ابتدا به غضروف تبدیل می شود سپس غضروف ها استخوانی  می شوند.

 

روند استخوانی شدن این استخوان ها تا سن 20 سالگی  ادامه می یابد در دو سر استخوان های دراز بافتی به نام غضروف اتصال وجود دارد، از تقسیمات غضروف اتصال سلول های جدید ایجاد می شود، و طول استخوان زیادتر می گردد. در سطح استخوان هم پرده ضریع وجود دارد كه با تقسیمات سلولی خود موجب تولید سلول ها و افزایش قطر استخوان می شود. بدین ترتیب استخوان رشد طولی و قطری دارد.

در اسكلت انسان یك ستون مركزی به نام ستون مهره ها یا ستون فقرات وجود دارد. كه از تعدادی مهره تشكیل شده است.

 

ستون مهره ها:

ستون مهره ها از نیم رخ 4 انحنا دارد ستون مهره ها به كمك انحناهای خود و عضلات اطراف و رباط ها می توانند فشار زیادی را تحمل كنند.

 

طول ستون مهره ها در مردان به طور متوسط 70 سانتی متر و در زنان 60 سانتی متر است در افراد سالخورده به علت تشدید انحناهای ستون مهره ها و كاهش قطر دیسك های بین مهره ها می توانند تا 4/1 طول ستون مهره ها كاهش می یابد.

 

مفصل:

به محلی كه دو یا چند استخوان به یكدیگر متصل هستند اعم از اینكه بین آنها حركت باشد یا نباشد مفصل (بند) می گویند.

انواع مفصل:

1)مفصل ثابت یا لیفی (fibrous jornts):

 

در مفاصل ثابت یا لیفی قطعات استخوانی توسط بافتی پیوندی از نوع رشته ای به یكدیگر اتصال یافته اند. این رشته ها به تدریج به استخوان تبدیل می شوند مانند استخوان های كاسه سر.

2) مفاصل غضروفی (cartilaginous joimts) یا نیمه متحرك:

 

در این نوع مفاصل یك صفحه غضروفی در بین دو قطعه ی استخوان وجود دارد مثل مفصل بین دنده ها و جناغ سینه در اینگونه مفصل ها در ابتدای پیدایش رشته ای وجود داشته است كه به غضروف تبدیل شده است.

مانند دیسك بین مهره ها در ستون مهره ها.

 

3) مفصل متحرك (سینویال) synovial jointsl:

 

این نوع مفاصل ها نسبت به دو مفصل ذكر شده كامل ترند، در این مفصل دو استخوان مجاور توسط كپسول مفصلی و رشته های پیوندی به هم اتصال یافته اند. سطوح مفصلی دو استخوان مجاور با هم تماس دارند و آزادانه حركت می كنند.

 

اجزای مفصل متحرك:

1) سطوح مفصلی:

قسمتی از انتهای دو استخوان كه در حفره مفصلی قرار دارد با لایه ای از غضروف پوشیده شده است.

 

2) كپسول مفصلی (كپسول لیفی):

غلافی از جنس بافت هم بند متراكم مفصل را در بر می گیرد و به استخوان می چسبد و استخوان را در مجاورت  هم نگه می دارد.

 

3)رباط :

نواری از جنس هم بند متراكم است این بافت بین دو استخوان كشیده شده است وظیفه آن مهار حركات بیشتر از اندازه مفصلی است.

 

 

4)غشای سینویال:

غشای نازكی از بافت هم بند است كه سطح داخلی كپسول مفصلی و بخش هایی از استخوان ها كه در كپسول مفصلی وجود دارد را می پوشاند این غشاء مایع مفصلی (مایع لیدوپال) ترشح می كند كه موجب كاهش اصطكاك دو استخوان در ناحیه مفصل می شود همچنین دارای مواد غذایی لازم برای غضروف مفصلی است.

 

5) حفره مفصلی:

فضای بین سطوح مفصلی است كه كپسول مفصلی و غشاء سینویال آن را در بر گرفته است.

 

 

انواع مفاصل متحرك:

1) مفاصل مسطح(لغزشی):

در این نوع مفصل سطوح مفصلی كوچك، صاف، تخت است ممكن است كمی محدب یا مقعر باشد.

این گونه مفصل ها سبب حركاتی مانند سرخوردن، لغزیدن می شوند مانند مفصل بین استخوان های مچ دست و پا.

 

 

2) مفصل لولایی:

در این نوع مفصل سطوح مفصلی قرقره ای شكل و قرینه یكدیگر است.

حركت این نوع مفصل مانند لولای در باز و بسته شدن در یك صفحه حول یك محور صورت می گیرد مثل مفصل آرنج و انگشتان

 

3) مفصل محوری و استخوانی:

 

 

در این نوع مفصل یك استوانه درون حلقه ای ناقص یا كامل می چرخد درنتیجه مفصل حول محور طولی حركت چرخشی دارد.

 

4) مفصل بیضی شكل:

سطوح مفصلی كمی محدب و مقعر و بیضی شكل است این مفصل قابلیت حركات در دو جهت تا و باز شدن و دور و نزدیك شدن دارند مثل مفصل مچ دست و ساعد چرخش این نوع مفصل ها محدود است.

 

 

5) مفصل زینی:

سطوح این نوع مفصل مانند زین اسب است. و سطوح مقعر هر یك, درون  هم فرو رفته اند مانند: مفصل مچ با كف است.

 

6) مفصل گوی و كاسه ای :

سطوح مفصلی در این نوع مفصل مانند گوی و حفره است این مفصل حول محور خود در جهات مختلف می چرخد مانند استخوان ران و لگن یا بازو و كتف.

 

انسان به كمك استخوان و مفاصل با استفاده از نیروی ماهیچه حركات مختلف انجام می دهد كه عبارتند از:

1) تاشدن باز شدن:

در این حركت زاویه بین دو استخوان كاهش یا افزایش می یابد.

 

2) دور كردن و نزدیك كردن:

در این حركت اندام دارای استخوان از محور اصلی بدن دور یا نزدیك می شود (adbuction)

 

3) چرخش:

حركت در محور اصلی اندام با حركت استخوان حول محور خود مانند چرخش گردن.

 

4) دوران:

حركتی كه در آن تا و باز شدن و دور و نزدیك كردن و چرخش به طور همزمان صورت می گیرد مثل چرخش دست حول محور خود ماهیچه ها.

 

حدود 3/1 تا 2/1 وزن بدن ها را ماهیچه ها تشكیل می دهند ماهیچه ها عامل اصلی حركتند با وجود ماهیچه هاست كه غذا در طول لوله ی گوارش به پیش می رود و هضم و جذب می گردد و یا با حضور ماهیچه هاست كه خون در رگ ها جریان می یابد و استخوان ها حركت می كنند و ما می توانیم فعالیت های خود را انجام دهیم.

در اندام هایی مانند چشم ها، زبان، دیواره لوله گوارشی، دفع ادرار، قلب ماهیچه ها وجود دارد اما شیوه كنترل فعالیت های آنها متفاوت است.

 

ماهیچه ها را می توان بر اساس ساختار، موقعیت و شیوه ی كنترل تقسیم بندی كرد.

1) ماهیچه قلبی:

این ماهیچه شامل سلول های منفرد، منشعب یا طویلی است كه به موازات یكدیگر قرار گرفته اند و دارای خطوط عرضی هستند. انقباض آنها غیر اداری و قوی و منظم است.

 

2) ماهیچه ی صاف:

 

این نوع ماهیچه، اجتماعی از سلول های دوكی شكل است این نوع ماهیچه پروتئین های انقباضی به صورت خطوط عرضی در زیر میكروسكوپ ندارد انقباض آنها كندتر از سلول های ماهیچه ای استخوان است و تحت كنترل اعصاب خودكار بدن هستند و ارادی نیستند. این نوع ماهیچه را ماهیچه ی احشایی می گویند.

مانند ماهیچه ی درون احشا و اندام های حفره ای شكلی مثل روده، معده، میزنای، عدسی چشم، مردمك

 

 

 

3) ماهیچه ی اسكلتی(مخطط):

ماهیچه اسكلتی شامل دسته هایی از سلول های چند هسته ای استوانه ای بسیار طویل است كه در درون آنها پروتئین دمای انقباضی به صورت خطوط عرضی دیده می شود.

حركت اسكلت بدن توسط این نوع ماهیچه ها صورت می گیرد. انقباض این ماهیچه سریع پر قدرت و تحت كنترل اراده است بافت ماهیچه ای از سلول های ساخته شده است.

هر سلول ماهیچه ای تار ماهیچه نام دارد كه دارای رنگ دانه های میوگلوبین به رنگ قرمز – قهوه ای است .

میوگلوبین مولكولی شبیه هموگلوبین است.

در سلولهای ماهیچه ای اسكلتی(مخطط) هسته هایی وجود دارد كه معمولا در زیر غشای سلول قراردارند.

 

تارهای ماهیچه ای اسكلتی از نظر ساختار و عملكرد به سه دسته تقسیم می شوند.

1) قرمز:

مقادیر زیادی میوگلوبین دارند این تارها نیرومند هستند و میتوكندی زیاد دارد اما سرعت انقباض آن ها كمتر است.

 

2)سفید:

این نوع تارها نسبت به سایر آنها بزرگتر، قطورتر و میتوكندری كمتر و میوگلوبین كمتری دارند. سرعت انقباض زیاد و نیروی آن ها كم است.

 

3) بینابینی:

ویژگی های حد واسط رشته های قرمز و سفید را دارند.

 

خواص ماهیچه ها:

1) تركیب پذیری :

محركهای فیزیكی (دما الكتریسیته)، شیمیایی(اسید و باز)، مكانیكی(ضربه)، موجب حركت ماهیچه ها می شود.

 

2) انقباض:

مهمترین ویژگی ماهیچه ها خاصیت انقباض آنهاست. این ویژگی ماهیچه موجب حركت اندام ها می شود.

 

 

3) انبساط:

این ویژگی موجب بازگشت آن به حالت اول است. و موجب حركات بدن می شود.

ماهیچه های اسكلتی حركت متقابل دارند. یعنی ماهیچه هایی كه در دو طرف یك استخوان قراردارند عكس عمل هم عمل می كنند و موجب حركت اندام می شود.

نکته های مهم فصل11

هماهنگی و ارتباط

 

بدن ما و هریك از جانداران از سلولهای مختلفی ساخته شده است كه هر یك از آنها وظیفه خاصی را بر عهده دارد برای اینكه هر یك از سلول ها و اندام ها بتوانند وظایف خود را بخوبی انجام دهند به بخشی نیاز دارند كه هماهنگی، كنترل و تنظیم این فعالیت ها را عهده دار باشد. بنابراین برای اینكه كاری به طور هماهنگ در بدن انجام شود وجود سه شرط لازم است:

1) قسمت یا قسمت هایی از بدن نقش هماهنگ كننده را ایفا كند.

2) از قسمت های مختلف بدن یا محیط، اطلاعاتی به قسمت هماهنگ كننده برسد.

3) از قسمت هماهنگ كننده اطلاعاتی به قسمت های دیگر بدن جاندار منتقل شود.

 

بنابر این در دستگاه عصبی سه بخش احساس كردن، تصمیم گیری و عمل كردن به طور هماهنگ انجام می شود. بدن ما گیرنده هایی دارد که توسط محركهایی مانند نور، بو، مزه، صدا، لمس پیامهایی رادریافت می كند و این گیرنده ها پیامهای دریافتی را به مركز عصبی می فرستند.

 

تصمیم گیری (پردازش اطلاعات)

 

در این مراكز پس از تصمیم گیری و تنظیم پاسخ پیام ها به سلول های عمل كننده فرستاده می شود.

 

مثلا: هنگام جویدن لقمه غذا و بلع آن وقایع زیر اتفاق می افتد پس از قرار گرفتن لقمه غذا در دهان، آرواره ها و زبان حركات منظمی انجام می دهند، حركات منظم زبان و ماهیچه های حلق غذا را به انتهای حلق برده و ترشحات غدد بزاقی و شیره معده افزایش می یابد گیرنده های چشایی و مكانیكی وجود غذا را در دهان حس می كنند و پیام آن را به مركز عصبی(مغز) می رسانند و دستورات لازم برای مراكز عضله ای لوله گوارش و غده های گوارشی ارسال می كنند.

 

 

نورون:

همه ی مراكز حسی و حركتی از سلول هایی ساخته شده اند كه به آنها نورون می گویند. بنابراین نام سلول عصبی نورون است.

نورون ها از نظر شكل, اندازه و ساختمان با یكدیگر متفاوتند اما همه آنها دارای جسم سلولی، دندریت و آكسون هستند.

 

 آكسون (axon)  و دندریت (dendrite) رشته ها یا دنباله های سیتوپلاسمی هستند كه از جسم سلولی خارج می شوند. انشعابات دندریت ها زیاد اما آكسون ها رشته منفرد هستند كه گاهی در طول خود انشعابات متعدد دارند.

 

دندریت ها گیرنده ی نورون ها هستند و اطلاعات یا پیام ها را دریافت می كنند و به جسم سلولی می آورند . آكسون ها پیام عصبی را از جسم سلولی به بیرون انتقال می دهند.

نورون ها بر اساس كارشان به سه دسته حسی، حركتی و رابط تقسیم بندی می شوند و از نظر كار به سه دسته یك قطبی، دو قطبی و چند قطبی دسته بندی می شوند.

نورون ها در تحریك پذیری و هدایت و انتقال عصبی اهمیت دارند.

منظور از تحریك پذیری یك نورون، حساسیت دندریت های آن به محرك های مختلف است. و اثر این ویژگی است كه در نورون, پیام یا جریان عصبی به وجود می آید. در این حالت وقتی پیام به وجود می آید كه محرك نورن را به آستانه ی تحریك برساند.

 

قابلیت هدایت پیام عصبی: این ویژگی به نورون امكان می دهد كه پیام عصبی به مراكز عصبی برسد و حركت دستور از مركز عصبی به اندام های عمل كننده فراهم شود.

قابلیت هدایت پیام عصبی به سیناپس كردن (synapse) نورون ها مربوط می شود.

به محل نزدیك شدن رشته های عصبی سیناپس می گویند. جریان عصبی ماهیت الكتریكی دارد اما در محل سیناپس ها با ترشح مواد شیمیایی خاص انتقال پیام توسط ناقل های شیمیایی صورت می گیرد. یك سیناپس ممكن است فعال كننده یا باز دارنده باشد.

 

 

انعكاس:

در بدن ما گاهی اوقات كارهایی صورت می گیرد كه به صورت غیر ارادی، بسیار سریع، بدون تفكر و اغلب جهت حفاظت از بخش های بدن به كار می رود به چنین اعمالی انعكاس گفته می شود.

اعمالی مانند عقب كشیدن دست از جسم داغ، ترشح بزاق با مشاهده غذا، پلك زدن چشم، ریزش اشك در مقابل گرد و غبار وارد شده به آن، عطسه زدن، سرفه كردن، خمیازه یا تغییر قطر مردمك چشم در برابر نور از انعكاسها هستند.

در یك عمل انعكاسی، دست كم یك محرك، یك عصب حسی و یك مركز عصبی، یك عصب حركتی و یك اندام عمل كنند، دخالت دارند.

 

 

 

مسیری را كه جریان عصبی در هر انعكاس طی می كند قوس انعكاس (كمان بازتاب) می گویند.

نخاع مركز بسیاری از اعمال انعكاسی است و گروهی از انعكاس ها توسط مغز كنترل می شوند، مثلا پرش زانو، جمع كردن دست ها انعكاس نخاعی است.

عمل بلع، استفراغ و مكیدن شیر (نوزادان) عمل انعكاسی پیچیده ی مغزی است.

نوعی از انعكاس ها كه توسط قشر مغز كنترل می شوند اكتسابی هستند و به آنها انعكاس های شرطی می گویند.

در این نوع انعكاس ها نوعی یادگیری وجود دارد. بسیاری از انعكاس های شرطی كم كم به صورت یك عادت روزمره مبدل می شوند.

 

 

دستگاه هورمونی:

حفظ و حیات بقای نسل جانوران در گرو فعالیت های گوناگون سلول ها و اندام های بدن آنها است. برای اینكه فعالیت های بدن جانوران در جهت مشخص و سودمندی انجام شود به نوعی نظم و هماهنگی نیاز دارد. در جانوران پیشرفته مانند انسان تنظیم این فعالیت ها بر عهده ی دستگاه عصبی و دستگاه هورمونی است. تنظیم هورمونی فعالیت های بدن به قدری اهمیت دارد كه در اغلب موارد،با ترشح مواد هورمونی یك غده, به وسیله ی ترشح غددی دیگر تنظیم می شود و یا كنترل آن توسط عصب صورت می گیرد.

 

غدد بدن به دو دسته خارجی (برون ریز) و داخلی (درون ریز) تقسیم بندی می شوند.

غدد برون ریز مواد ترشحی خود را از راه یك مجرای ویژه به بیرون از بدن (محیط خارجی) می ریزند مانند غدد مولد عرق اما غدد درون ریز مجموعه ای از سلول های تخصص یافته ترشحی است كه شبكه ی مویرگی غنی دارد سلول های این غدد كه با جداره نازك مویرگ ها در تماس نزدیك است مواد خود را به داخل خون می ریزد و در تمام بدن پخش می شود. در بدن بافت یا اندام هدف وجود دارد، كه نسبت به هورمون ها حساسیت دارد یعنی دارای گیرنده هایی است كه پیام هورمونی را دریافت می كند.

 

هورمون:

هورمون ها پیك یا پیام های شیمیایی بدن هستند كه از غدد درون ریز بدن ترشح و به داخل خون می ریزد و بعد از انتقال به بافت یا اندام های ویژه ی خود واكنش های خاصی را ایجاد می كنند. (بیوشیمیایی،فیزیولوژیك،مرفولوژیك)

 

اعمال عمومی هورمون ها:

1) ارتباط شیمیایی فعالیت های متعدد كه در آن هورمون های مختلف با سرعت های گوناگونی عمل می كنند.

2) تنظیم رشد جسمی و فكری

3) تغییر شكل اعضا در جهت بالغ شدن

4)تقویت واكنش های آنزیمی

5) ثابت نگه داشتن محیط داخلی بدن

 

 

 

غدد هیپوفیز:

این غدد در زیر مغز قراردارد هورمون های مختلفی تولید می كند كه با ترشح آنها در خون كار سایر غدد داخلی را كنترل و هماهنگ می كند.

 

 هورمون رشد:

این هورمون از بخش پیشین غده ی هیپوفیز ترشح می شود. این هورمون بر رشد استخوان ها اثر می كند. و موجب می شود كه بافت غضروفی استخوان ها در غضروف اتصال، سنتز پروتئین ها افزایش داده و سلول های استخوان ساز زیادتر شده و سرعت تبدیل غضروف به استخوان افزایش یابد.

كاهش یا افزایش این هورمون موجب بیماری می شود.

 

آدرنالین:

 

از بخش مركزی غده ی فوق كلیه هورمونی ترشح می شود كه آدرنالین نام دارد. این هورمون در بدن نوعی حالت آماده باش به وجود می آورد و بدن را در برابر حوادث و پیشامدها آماده می كند.

در چنین حالتی موجب افزایش فعالیت قلب خون رسانی به ماهیچه ها، افزایش تحریك پذیری، افزایش قند خون می شود.

 

كورتیزول:

از بخش قشری  غده ای فوق كلیه هورمونی ترشح می شود كه شخص را در برابر حوادث ناگوار عاطفی مقاوم می سازد همچنین این هورمون مقاومت بدن در برابر بیماری ها را افزایش می دهد. اثر این هورمون در كبد موجب تجزیه پروتئین ها و تولید گلوكز می شود، انرژی لازم برای سلول ها فراهم می گردد.

 

تیرواكسین:

تیرواكسین هورمونی است كه از غده تیروئید كه در جلوی نای قراردارد ترشح می شود. اثر این هورمون بر رشد نمو بدن در دوران جنینی و كودكی بسیار مهم است. كمبود این هورمون در دوران جنینی موجب كاهش رشد دستگاه عصبی و عقب ماندگی ذهنی می گردد.

 

انسولین:

گلوكز قند ساده ای است كه سلول های بدن از آن به عنوان منبع انرژی در سوخت ساز خود استفاده می كنند قند خون در تمام طول عمر دارای غلظت ثابتی است (حدود 1 گرم در لیتر) بیش از 95 درصد انرژی سلول های عصبی (مغز) از سوختن گلوكز تامین می شود. كاهش قند خون موجب بیهوشی و اختلال در كار مغز می گردد.

سلولهای كبد میزان قند خون را كاهش یا افزایش می دهند. و تنظیم آن به عهده عوامل عصبی و هورمونی است. انسولین هورمونی است كه از سلول های تبای جزایر لانگرهاوس لوزالمعده تولید می شود و وارد خون می شود.

این هورمون موجب كاهش قند خون می شود.

این هورمون مهمترین هورمون تنظیم كننده قند خون است.

 

گلوكاگون:

این هورمون نیز از غده لوزالمعده تولید می شود اثر این هورمون همانند آدرنالین موجب افزایش قند خون می شود.


[ چهارشنبه 23 فروردین 1391 ] [ 12:09 ب.ظ ] [ رضا سلطانی ورنکش ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

دبیر علوم تجربی مدرسه راهنمایی شهید مومنی ناحیه 4کرج.
این وبلاگ مربوط به دانش آموزان دوره ی راهنمایی می باشد.
آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
 ابزارهای زیبا سازی برای سایت و وبلاگ